چکیده :

کجروی صفت ساده ای نیست که در برخی رفتارها حاضر و در دیگر رفتارها غایب باشد بلکه کجروی حاصل فرآیندی است که در رابطه پاسخ دیگر مردم به رفتار است . کجروی کودکان و نوجوانان از موضوعات مهم آسیب شناسی اجنماعی بوده و خود عامل مهمی در پیدایش انحرافات دیگری است که در بین بزرگسالان مشهود است. هرکس به اندازه ای که برای خود ارزش و اهمیت و عزت نفس قایل است کمتر دچار کجروی می شود . البته عامل ایجاد کننده این مانع داخلی در شخصیت کودکان و نوجوانان خانوده و سایر گروههای مرجع رفتاری است . ضعف گروههای تربیت کننده در انتقال و جایگزینی ارزش های اجتماعی به کودکان و نوجوانان عامل پیدایش کجروی است خانواده و مدرسه از مهمترین و کارسازترین سازمانهای اجتماعی هستند که این نقش بر عهده آنها است . نتیجه بررسی های متعدد نشان داده است که محیط خانوادگی نامناسب موجب عدم سازگاری و عاری از هرگونه اختلاف در اطفال آن خانواده باعث اعتماد به نفس و سلامت روحی می شود .علاوه بر محیط خانوادگی عواملی دیگر در بروزکجروی کودکان و نوجوانان نقش دارند از جمله پدیده هایی مثل مشاجره ، نزاع ، جدایی و ... خشم ناگهانی یا تهدید والدین مربیان و معلمان نا آزموده با اجرای قوانین خشک و غیر منعطف تبعیض و نابرابری های آموزشی وسایل ارتباط جمعی وگروه همسالان . برای مبارزه با نیزه کاری کودکان ، نباید به اقدامات فیزیکی همچون مجازات و زندان روی آورد بلکه بهترین طریق آن ریشه یابی مشکلات و مسایل اجتماعی و رفع و حل آنهاست . باید این حق کودکان و نوجوانان که همانا چشم گشایی به جامعه ای سالم است تامین شود .

فهرست مطالب

عنوان                                                                                         صفحه

چکیده                                                                                        1

کجروی کودکان و نوجوانان                                                              3

عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودک                                         6

 عوامل تاثیر گذار در تعیین رفتارهای ناهنجار کودکان                              7

نظریه همنشینی افترافی                                                                  9

نوجوانان درباره خطرات با والدینشان صحبت نمی کنند                            10

چند پیشنهاد برای از میان بردن بزهکاری کودکان                                  11

نتیجه گیری                                                                                 12

منابع                                                                                          13

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کجروی کودکان و نوجوانان

کجروی کودکان و نوجوانان از موضوعات مهم آسیب شناسی اجتماعی بوده و خود عامل مهمی در پیدایش انحرافات دیگری است که در بین بزرگسالان مشهود است به عبارت دیگر بزه را باید مقدمه انجام جرم دانست. اکثر بزرگسالان مجرم انحراف خود را در کودکی خود تجربه کرده و در بزرگسالی، جرایم دوران کودکی را در ابعاد وسیع تری تکرار کرده اند. کجروی را می توان نا همنوایی با هنجار های معینی تعریف کرد که از سوی تعداد قابل ملاحظه ای از مردم در اجتماع یا جامعه ای پذیرفته شده است.       به عبارت دیگر کجروی صفت ساده ای نیست که در برخی رفتارها حاضر و در دیگر رفتارها غایب باشد. بلکه کجروی حاصل فرآیندی  است که در رابطه پاسخ دیگر مردم به رفتار است ؛کودک آدمی در حین اجتماعی شدن می آموزد که خود را یک ذات جدا،  مشخص و مستقل در نظر بگیرد و از همه اشخاص و اشیاء متمایز کند و ارزیابی هایی از خود به عمل آورد، چنانکه گاهی ازخود شرمگین و گاهی نسبت به خود مفتخر است. تصویر نوجوان از خود،سهم مهمی درمشخص ساختن چگونگی رفتارهای اودارد . جامعه شناس آمریکایی(چارلز هارتون کولی) نظریه ای ارائه کرده است که                به خود(( آینه ای)) معروف شده است . منظور از آینه که فرد خود را در آن می بیند، جامعه است که می توانیم در آن واکنش های دیگران را در برابر اعمال و رفتاری که انجام می دهیم ملاحظه کنیم . رشد خود اجتماعی نوجوان و کودک از همان ابتدای زندگی آغاز می شود . تصویر خود در نزد کودک از خانواده سرچشمه می گیرد و در طول زندگی ضمن تماس با همبازی ها و گروه همسالان رشد می کند. بدین سان رفتار نوجوان تا حد وسیعی توسط واکنش های اطرافیان او تعیین ومشخص می شود . چنانچه تصویری که نوجوان از خود پیدا می کند تصویری مناسب باشد رفتارهای او نیز به هنجارخواهد بود. از سوی دیگر چنانچه تصویر تو از خود ناجور باشد شخصیت اواحتمالا به پستی گراییده و رفتارهایی متفاوت با هنجارهای پذیرفته شده از خود بروز می دهد دانشمندی به نام « اش» در تحقیقی نشان داده است که تصور موفق و محترم از خود عایقی در ارتباط با کجروی است. به عبارت دیگر هر کس به اندازه ای که برای خود ارزش و اهمیت و عزت نفس قایل است کمتر دچار کجروی می شود .

البته عامل ایجاد کننده این مانع داخلی در شخصیت کودکان و نوجو انان خانواده و سایر گروههای مرجع رفتاری است .لذا به این صورت هم می توان بحث کرد که ضعف گروههای تربیت کننده در انتقال و جایگزینی ارزش های اجتماعی به کودکان و نوجوانان عامل پیدایش کجروی است. خانواده و مدرسه از مهمترین وکارسازترین سازمانهای اجتماعی هستند؛که این نقش برعهده آنهاست . به طوری که کولی تاکید ورزیده است؛ خانواده که یک گروه نخستین است، اولین گروه اجتماعی در رشد آتی کودک است و از انجا که ارضای میل گرسنگی وحیات اووابسته به این واحد اجتماعی است،ناگزیراست که طرزتلقی وعقاید موجوددرمحیط خانواده خودرا بپذیرد و از والدین خودتقلیدکند.

پدرومادردر برابرکودک قدرت کامل دارند و رفتار کودک به طور نامحدود در زیر تسلط آنان قرار دارد، بنابراین کودک می آموزد که جامعه را از دیدگاه خانواده اش بنگرد و خانواده به او می آموزد که دررابطه با نقش جنسی و سنی خود و همچنین پایگاه اجتماعی خانواده خویش چه رفتاری باید داشته باشد این امر پیش از آن صورت می گیرد که کودک نقش خود را در جامعه ی بزرگتر بشناسد و فراگیرد.                    نتیجه بررسی های متعدد نشان داده است ؛محیط خانوادگی نامناسب موجب عدم سازگاری درکودکان و نوجوانان می شود ودر مقابل محیط های خانوادگی مناسب و سالم و عاری از هرگونه اختلاف در اطفال آن خانوده باعث اعتماد به نفس و سلامت روحی میشود .

                                                                                                                                                           

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل مهم در شکل گیری شخصیت کودک

نوع رفتاروالدین با فرزندانشان درشکل گیری شخصیت کودک نقش مهمی را ایفا می کند . بعضی از اولیا چنین استدلال می کنند که برای پرورش صحیح فرزندان باید گاهی از برآورده کردن نیاز ها وخواهشهای آنها خودداری کرد. در حالیکه خصوصا سالهای اول زندگی شخصیت سالم بر اساس ارضای خواسته های جسمانی و عاطفی پایه گذاری می شود و نه بر مبنای محرومیت کودک یا نوجوان به هیچ وجه نباید احساس کند که چون قادر نیست مطابق میل پدر و مادر رفتار کند او را دوست نخواهد داشت . بلکه باید اطمینان داشته باشد که والدینش با صمیمیت ودلسوزی قصدکمک به او دارند؛ زیرا این طرزرفتاروبرخورددر تقویت سلامت روحی وروانی او بسیارمهم است پدرومادردرحالی که به فرزندان خود شخصیت و استقلال می دهند بایددر رفتار خود نسبت به آنان جدی و قاطع باشند و از هرگونه سهل انگاری و بی مبادلاتی پرهیزکنند در غیر این صورت اگر والدین دربرخورد ورفتار با فرزندان دچارتزلزل وعدم قاطعیت و سهل انگاری شوند فرزندان آنها مستعد ابتلا به اختلالات شخصیتی و بی ثباتی و عدم تعادل روحی و روانی می شوند .

 

 

 

 

 

 عوامل تاثیر گذار در تعیین رفتارهای ناهنجار کودکان

1.       مسایل موجود درداخل خانواده و نحوه پرورش والدین از نظر ایجاد رفتارهایی مثل کمرویی ، خجالت ، ترس ، تسلیم و اطاعت یا حالات مشابه آن نقش غیر قابل انکاری در بروز رفتارهای نا بهنجاردارند .

2.       پدیده هایی مثل مشاجره ، نزاع ، جدایی ، بیماری ، طلاق یا مرگ یکی ازاعضای خانواده هرکدام به تنهایی می تواند هولناک و تنش زا باشد .

3.       خشم ناگهانی یا تهدید مبتنی به تنبیه کودک ناسزاگویی و پرخاشگری نسبت به او و یا تنبیه بدنی ، گاهی چنان اوج می گیرد که باعث وحشت و اضطراب می شود که پیامد های آن بیش ازدردهای جسمانی بوده و چنان مخا طره آمیز است که کودک و نوجوان را به انجام رفتارهای غیر مطلوب وا می دارد اغلب کودکان بزه کار ، در مدارس دچار اعمالی همچون بهم زدن کلاس درس ، جرو بحث با معلم وهمکلاسان ، فرار از مدرسه و افت تحصیلی می شوند .

4.       در بعضی موارد مربیان و معلمان ناآزموده با اجرای قوانین خشک و غیر منعطف تکالف سخت و مشقت بار و در نظر نداشتن نیازهای اساسی کودک، محیط مدرسه را برای کودک به محیطی ناخوشایند و غیر قابل تحمل تبدیل می کنند. در این صورت است که کودک سعی می کند راههای انحرافی را انتخاب کرده و از طریق رفتارهای نامطلوب جلب توجه کند و رفتارهای نامطلوب از خود نشان دهد .

5.       بعضی از مربیان نیز بر این باورند که نبود سیستم آموزشی مناسب ، تبعیض و نابرابری های آموزشی ، نداشتن راهنمایی های لازم ، فقدان سلامت جسمانی و عاطفی معلم ، رشد نیافتگی و ناپختگی بعضی از مربیان، وجود همکلاسی های منحرف و فاسد در بین بچه ها و بیکاری از عوامل دیگر ناشی از بحرانهای اجتماعی نامناسب موجب رفتارهای نامطلوب و بزه کاری کودکان می شود . همچنین زمانی که مادر و معلم دو ارزش متمایز را ارایه می کنند معمولا برد با مدرسه و صاحبان آن است . لذا ناخواسته رقابت سهمگینی بین دونهاد تعلیمی خانه و سازمانهای آموزشی(مدرسه) پدید می آید؛ حتی به صورتی که فرزندان، پیام های نوین فرهنگی را به خانه می آورند و موجبات بسط و تعالی فرهنگ خانه می شوند. لذا جایگاه نهاد تعلیمی سازمانهای آموزشی در جامعه ما بسیارقابل توجه است . قسمت عمده ای از این جایگاه ناشی از تقسیم نقش های خانواده است .

بدین صورت که مدرسه مجبور می شود در این رقابت نقش های تعلیمی خانواده را بر عهده گیرد و در صورتی که خانواده و مدرسه به صورت  توافقی بخواهند نقش های اجتماعی تعلیمی همدیگر را هماهنگ کرده و آگاهانه تقسیم کنند تعارض هنجاری ناشی از تعلیمات خانه و مدرسه رو به فزونی نهاده و روند اجتماعی کردن نوجوانان را که در کشورهای غربی رواج یافته است از قبیل احساس ناامنی در خانه و مدرسه حمل اسلحه ، اعتیاد به مواد مخدر را بیش از پیش در جامعه ایران دامن بزند .

6.    وسایل ارتباط جمعی است که تصاویر خشن آنها، اغلب کودکان را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه و بزه سوق می دهند چرا که کودکان به موازات آموزش های مدرسه ای همواره تحت تاثیر رسانه ها هستند و البته تصاویر و برنامه های مثبت نیز تاثیر مطلوب بررفتارهای کودک می تواند داشته باشد . یکی از آفات بزرگ برنامه های داستانی فیلم های جنایی برای کودکان این است که گرچه هنرمندان و بزرگسالان می دانند که فلان صحنه جنایت ساختگی است و قاتل و مقتول نیز هر دو هنر پیشه معروف هستند و نتیجه اخلاقی فیلم هم به جلب و مجازات گناهکار و اجرای عدالت منتهی می شود اما برخی ازکودکان بی گناه همه آن صحنه های جنایی و قربانیان و جانیان را حقیقی پنداشته و نتیجتا یا از مشاهده آنها افسرده و آزرده میشوند و یا آن اعمال قبیح برای آنان عادی شده به مرور به آن خو گرفته و مرتکب آن می شوند .

7.     گروه همسالان نیز از جمله عوامل موثر بر کجروی نوجوانان می باشد . این گروه به نوجوان فرصت می دهد تا جهت موقعیت خاص خود در گروه، نقش هایی ابداع کند گاهی این فرصت برای رفتار ابداعی منجر به ایجاد و نظم هنجاری برای گروه می شود که مغایر با نظام هنجاری جامعه بزرگتر است که می تواند واجد جنبه های مثبت هر دو باشد؛ ولی نظام هنجاری می تواند با جامعه بزرگتر نیز سازگار باشد وقتی که گروه همسالان به انجام نیازهای عاطفی کودک کمک کرده پایگاه عاطفی خانواده را درذهن کودک سست می کند و دربرابر سنت های رایج جامعه که اغلب والدین مظهر آنها هستند به او استقلال فکری می بخشد .

نظریه همنشینی افترافی

نظریه « همنشینی افترافی » مدعی است که رفتار انحرافی مثل سایر رفتارهای اجتماعی از طریق همنشینی و پیوستگی با دیگران آموخته می شود . به عبارت دیگر همان طوری که نوجوانان و کودکان در مصاحبت و معاشرت با همنوایان در طول یک جریان جامعه پذیری که بر احترام و مقبولیت هنجارها تکیه دارد متمایل به همنوایی می شوند ولی اگردرارتباط با دوستان منحرف و کجرو قرار بگیرند به سوی رفتار انحرافی کشانده خواهد شد .

 

نوجوانان درباره خطرات با والدینشان صحبت نمی کنند .

ازمعلمان می شنویم که اغلب نوجوانان قابل اعتماد نیستند! و مهارتهای اجتماعی اولیه راآموزش ندیده و خارج از کنترل اند . اما این مشکلات تنها بخشی از بحرانهای بزرگ دوران نوجوانی است . چرا والدین باید نگران باشند ؟ به علت آنچه در باره نوجوانانمان نمی دانیم . نوجوانان دراطراف خود دیوار می کشند تا از این طریق والدینشان را از حیطه قلمروخود دور نگه دارند و احساس تنهایی وخود محوری بیشتری داشته باشند . توجه والدین به قوانین تحمیلی موجب از دست دادن فرصت ارتباط با فرزندانشان می شود و مشکل افزایش می یابد در اثر شبهات ترسناک یا دیگر رفتارهای منفی نوجوانان به سمت همسالانشان کشیده می شوند و ترجیح می دهند برای کسب آگاهی و مشاوره به همسالانشان رجوع کنند . این محدودیتها والدین را از کمک به نوجوان درزمانی که آنان به مداخله ی سازنده نیاز دارند، بازمی دارد .اخطاربه نوجواناندرباره ی خطرات فشار همسالان کارایی ندارد . به عنوان پدر و مادر،اگر فشار گروهی را چیزی بد جلوه دهید از موضوع دور می شوید . برای نوجوانان این نسل تعلق و فشار گروه چیز قوی است. آنان می خواهند به بخشی از گروه تعلق داشته باشند . به هر حال می توانید به نوجوانتان کمک کنید یاد بگیرید که چطور متوجه گمراه شدن گروه شود . فرزند نوجوانتان به ابزارها و روشهایی نیاز دارد که به وسیله آن احساس تعلق داشته باشد و همزمان فعالیتهای گروه همسالان را به سمت فعالیتهای مثبت سوق دهد .اما برای رسیدن به این هدف می باید در ابتدا فرهنگ گروه همسالان را در نظر بگیرید،چرا که برای رسیدن به هدف اهمیت زیادی دارد.

فشار همسالان به نوجوانان به معنای فشار برای مورد پذیرش بودن است .

چند پیشنهاد برای از میان بردن بزه کاری کودکان

1.      آموزش تربیتی صحیح به خانواده ها با شرکت کارشناسان آموزشی.

2.      ایجاد مراکز نگهداری از کودکان بی سرپرست .

3.      تاسیس کانونهای مشاوره در دوره ی ابتدایی وراهنمایی.

4.      استحکام بخشیدن به بنیان نهاد خانواده.

5.      رفع مشکلات عمده اقتصادی از قبیل بیکاری و کمبود درآمد.

6.      از میان برداشتن سوء تغذیه و محو اعتیاد.

7.      رعایت نظام شخصیتی کودکان در تهیه فیلم های تلویزیونی و سینمایی.

8.      از بین بردن اعتیاد والدین به مواد مخدر و الکل.

9.      تقویت معنویت درکانون خانواده.

10.رفع تضاد طبقاتی درجامعه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

برای پی ریز یک جامعه سالم باید از نهاد خانواده به عنوان اولین واحد اجتماعی شروع کنیم. اگر جامعه بتواند این نهاد را در جامعه استحکام بخشیده و عناصر اولیه تشکیل دهنده آن شامل زن و مرد را به طور مطلوب تربیت کند محیط مدرسه را آرمانی سازد ونظام اجتماعی را فارغ از مسایل ومعضلات حاد سازد؛ انگاه می توان گفت کودکان به نحوه مطلوبی الگوهای رفتاری سالم را آموخته و فارغ از فشارهای محیطی به آنها عمل خواهند کرد . برای مبارزه با بزه کاری کودکان نباید به اقدامات فیزیکی همچون مجازات و زندان روی آورد بلکه بهترین طریق آن ریشه یابی مشکلات و مسایل اختماعی و رفع و حل آنهاست.

 باید این حق کودکان و نوجوانان که همانا چشم گشایی به جامعه ای سالم است تامین شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

      - مجله نگهبان انقلاب اسلامی صفحات 52-53-64

-        نسل در خطر کودکی نیوتون ، الهام آرام نیا ، سید شمس الدین حسینی ، انتشارات درسا

-        فرضیه تربیت ، جودیت ریچ هریس

-        ........................... ..               .......................... چارلزهارتون کولی

-        ............................................................................   اش