آموزش و پرورش پيشدبستاني و ابتدايي در آيينه تحول
امروزه توفيق جوامع در زمينههاي فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و سياسي در گرو برخورداري از يك نظام آموزشي پويا و سازندهگراست. آموزش و پرورش در طول زمان تحولات زيادي را به خود ديده است و براي روبه رو شدن با دنياي دائماً در حال تغيير ، گريزي از پذيرش تغيير و تحول،البته با رعايت ارزشها و اعتقادات خدشه ناپذير نداشته است.
مسائل و مشكلاتي كه آموزش و پرورش در زمينههاي مختلف در دورههاي گوناگون داشته است ، مسئولان ، دستاندركاران و مديران را به فكر واداشته تا اقدام به ايجاد تغييرات لازم نمايند. اين اقدامات با شرايط حاكم بر جامعه و ديدگاههاي موجود در آن رابطه داشته و در هر زماني بعضي از اين مسائل بر جسته شده و برنامههايي براي رفع آنها مطمح نظر قرار گرفته است.
اينك كه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيه الله العظمي خامنهاي در رهنمودهاي حكيمانة خود بر ايجاد تغيير و تحول در آموزش و پرورش تأكيد فرمودند و آن را براي پيشرفت نظام آموزشي بسيار ضروري دانستهاند ، لازم است تمامي دستاندر كاران در هر سطح سازماني به دنبال تحقق اين رهنمود و انتظار باشند.
معاونت آموزش و پرورش عمومي با درك اين ضرورت به دنبال بررسي زمينههاي تغيير و تحول در دورة تحصيلي پيشدبستاني و ابتدايي است كه به حق از مهمترين ، اثرگذار ترين و پايدارترين دورههاي تحصيلي است نظر به اينكه هر گونه تغيير و تحول هدفمند در هر نظام اجتماعي مستلزم برنامهريزي و تدوين فرايندهاي لازم است ، اين معاونت در اولين گام براي شناساسي كاستيها و محدوديتها در سطح مدارس ، بهرهگيري از نظرات، ديدگاهها ، تجربيات و نوآوريهاي مديران مدارس در اين دورة تحصيلي را در اولويت قرار داده است .لذا ضمن بيان اجمالي از ضرورت ، اهداف ، ابعاد ، گستره ، زمينهها و... اميدوار است مديران محترم با توجه به تجربيان ارزشمندي كه در طول مديريت بدست آورده اند يا در جريان تجارب موفق ساير مديران هستند اين مجموعه را مطالعه فرموده و با حضور در جلسهاي كه براي تبادل نظر و بررسي ابعاد موضوع در اين معاونت برگزار ميشود شركت نمايند.
تغيير و تحول چيست؟
تعداد مفاهيمي كه به گونهاي بيانگر تغيير و تحول هستند بسيار متعدد ميباشند. . مفاهيمي چون نوآوري ، اصلاح ، جنبش ، پخش، انتشار و... . با دقت در اين مفاهيم اين نتيجه بدست ميآيد كه در ادبيات ما ، تغييرات در حوزه انديشه، فرايند و عمل خيلي از هم تفكيك نشدهاند و غالباً اين مفاهيم به جاي يكديگر به كار ميروند. در اينجا مفهوم مورد نظر ما تحول است و اين مفهوم به كمك مفهوم تغيير قابل تعريف است. تحول را مجموعهاي از تغييرات ميدانند كه در طول يك دورة نسبتاً طولاني شكل ميگيرد.
براساس اين تعريف تحول را ميتوان نتيجة تغييرات مثبت دانست و تحول بصورت عيني و آشكار قابل مشاهده نيست بلكه آنچه بصورت واضح بيانگر تحول ميباشد، همان تغييرات در مقياسهاي كوچكتر ميباشند كه در طول هم و در جريان زمان تحول را معني ميكنند.
بنابراين براي ايجاد هر گونه تحولي بايد ابتدا زمينههاي تغيير در سطح عينيتر شناساسي و با ايجاد تغييرات هدفمند و تكاملي به سمت تحول حركت كرد. ويژگي بارز تغييراتي كه به تحول منجر ميشوند، تغيير در سطح كمي و كيفي ميباشد كه آن پديده را با پديدة قبلي كاملاً متمايز مينمايد. به عنوان مثال بكارگيري رايانه در انجام امور فعاليتها يك تحول اساسي محسوب ميشود. زيرا در مقايسه با روشهايي كه قبل از كاربرد رايانه انجام ميگرفت كاملاً متمايز است. در اينجا با توجه به هدفي كه كه بعداً ذكر خواهد شد تحول را تغييرات منظم ،مستمر و تكاملي در زمينههايي كه مدارس با آنها مواجه هستند ميدانيم كه اميد است با ايجاد تغييرات در امور، عناصر و مؤلفههاي مدرسه، زمينة تحول در فرايند تعليم و تربيت دانشاموزان ، همان تربيتي كه دانشآموز با برخورداري از ارزشهاي والاي ديني ، مهارتهاي اساسي براي زندگي اجتماعي و رقابت در دنياي امروزي را كسب مينمايد. و به قول رئيس محترم جمهوري به حيات طيبه دست پيدا ميكند.
ضرورت و اهميت تحول در دورة ابتدايي
معمولاً تحول در هر زمينهاي بنا بر به هم خوردن تعادل و شكلگيري نيازها و شرايط جديد اتفاق ميافتد. به همين دليل ضرورت و اهميت تحول در زمينههاي مختلف از امور تقريباً يكساني ناشي ميشوند. اين امور وعوامل عبارتند از:
1- تغييرات اجتماعي (جمعيت ، شيوه زندگي ، و...)
2- پيدايش نظريههاي جديد ودستيابي به يافتههاي علمي
3- تكنولوژيهاي نوين
4- افكار،انديشه و ديدگاهها
5- امكانات ، ظرفيتها و شرايط
6- توانمنديها، تخصصها ومهارتهاي افراد
و...
در آموزش و پرورش پيشدبستاني و ابتدايي نيز اين عوامل در احساس و درك ضرورت تغيير و تحول تأثير گذار هستد. شرايطي كه امروزه براي اين دوره حاكم است با شرايط چند سال گذشته متفاوت است. قطعاً توانائي و مهارت افرادي كه در اين دورة تحصيلي تلاش مينمايند به كمك شركت در دورههاي آموزشي و كسب تجربه نسبت به گذشته تغيير پيدا كرده و ظرفيت بيشتري را براي مداخله و مشاركت در بهبود فرايندهاي آموزشي ، اجرايي و مديريتي بدست آوردهاند. بنابراين موارد ذيل كه تحول در اين دوره را ضروري مينمايند ميتوان ذكر كرد:
- يافتههاي علمي در زمينة روانشناسي يادگيري و نظريههاي آموزشي
- نيازهاي جديد دانشآموزان با توجه به پر بار بودن تجارب آنها در جامعه و خانواده
- تغيير در رويكردهاي مديريت جامعه و گرايش به سمت مديريتهاي محلي – منطقهاي
- ظهور رقباي جديد ، ماهواره ، اينترنت و.... براي جذب دانشاموزان
- پيچيدهتر شدن زندگي اجتماعي و لزوم كسب مهارتهاي لازم
- محدوديت منابع مالي و اولويتهاي متعدد آموزشي – پرورشي
- موانع و محدوديتهاي موجود بر سر راه ارائه آموزش با كيفيت
اهداف تحول در دورة پيشدبستاني و ابتدايي
متناسب با گستردگي تحول و زمان آن و سطحي كه براي تغيير در نظر گرفته ميشود، اهداف تعيين ميشوند.
در اين جا ايجاد تغييراتي در سطح مدرسه كه فرصت بيشتري را براي مديران و ساير عوامل انساني فراهم نمايد تا بتوانند وظايف و مأموريتهاي خود را انجام دهند، مد نظر ميباشد. لذا اهدافي كه پيشبيني شده است اهداف محدود و در سطح مدرسه ميباشد.
1- بهبود كيفيت تدريس معلمان با فراهم كردن زمينههاي لازم
2- افزايش انگيزة شغلي عوامل انساني
3- رفع برخي از موانع و مشكلات موجود در مدرسه كه ناشي از شرايط محلي – منطقهاي است
4- ارتقاء سطح مشاركت عوامل انساني مدرسه در اداره مدرسه با اصلا ح قوانين و مقررات
5- بهبود عملكرد دانش آموزان در بهرهمندي از فرصتهاي يادگيري
6- تقويت مديريت مدرسه و واگذاري اختيارات بيشتر به آنها
رويكرد تحول در آموزش و پرورش پيشدبستاني و ابتدايي
با اذعان به اين نكته اساسي كه گرچه هر نظام اجتماعي به دليل ويژگي پويا بودن و ارتباط با محيط پيراموني بصورت دائمي و مستمر در حال تغيير دگرگوني است ، اما تحول در مواقعي به دليل شرايط خاص و نيازهاي مستحدثه با سرعت از خارج از نظام ارائه مي شود. همچنين اگر نظام آموزش و پرورش را در مقايسه با مؤلفهها، اجزاء ، عناصر و زير مجموعههاي خود مقايسه كنيم يك فرا نظام بوده و هر گونه تغيير و تحول در هر بخش در بخشهاي ديگر تأثير خواهد گذاشت و تحولات گسترده نيازمند بازنگريهاي بنيادي در اهداف، ساختارها ، رويهها ، فرهنگسازماني و... است. اما ميتوان توجه و تمركز را به سطحي از اين نظام متمركز كرد و در آن جا نيز در بعضي از موارد تغييراتي را ايجاد كرد تا زمينة تحول در آن بخش فراهم گردد.
با اين مقدمه ، رويكرد ما اين است كه اگر بتوان مدرسه و شرايط آن را به گونهاي سازماندهي كرد كه زمينه مشاركت همة عوامل مؤثر در آن فراهم شود و در چارچوب قوانين و مقررات منطقي كه ستاد تعيين ميكند مدرسه را اداره كرد شرايط يادگيري و كيفيت آموزش از يك طرف و از طرف ديگر رضايت و انگيزه شغلي عوامل انساني ارتقاء پيدا خواهد كرد و اين امر ميتواند در جاي خود تغيير و تحولي در آموزش و پرورش باشد.
امروزه اين رويكرد اصلاحي در آموزش و پرورش جايگاه والايي دارد. رويكردي كه تمركز و توجهتغييرات را در مدرسه قرار داده و متعقد است به هر ميزان مدرسه را در انجام وظايف خود كمك كنيم توفيق ما در تحقيق اهداف كلان آموزش و پرورش افزايش مييابد. هر گاه به دنبال تغييرات عيني و مشخص هستيم مدرسه محوري و توجه به مديريت مبتني بر مدرسه رويكرد مناسي است. مفروضه اصلي اين رويكرد اين است كه نزديكترين افراد به دانش اموزان بايد در برنامهريزيهاي آموزشي و پرورشي تصميمگيري نمايند.
بنابراين انتظار ميرود محورهاي تغيير، زمينهها و گستردگي آن ضمن رعايت اصول فلسفة تعليم و تربيت اسلامي متناسب با اين رويكرد مورد عنايت قرار گيرد.
گستره و ابعاد تحول :
معمولاً تحولات در 3 سطح اتفاق ميافتند :
1- فراسوي كلان
2- كلان
3- خرد
تحولات فراسوي كلان، تحولاتي است كه در سطح جامعه و بصورت ملي و يا بينالمللي انجام ميگيرد. تحولات كلان در سطح يك دستگاه عظيم مثل آموزش و پرورش صورت ميپذيرد. زماني كه تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش دنبال ميشد، سطح تحول ، در سطح كلان بود. سطح خرد، سطحي است كه زير مجموعهاي از نظام آموزش و پرورش مورد نظر قرار ميگيرد و معمولاً تغييرات كوتاه مدت و زود بازده در اين سطح انجام ميپذيرد. با توجه به اهداف و رويكردي كه در اينجا براي تحول دورة ابتدايي ذكر كرديم ما به دنبال تغييراتي در سطح مدرسه هستيم تا با بهبود شرايط ، فرصت را براي ادارة كار آمد و اثر بخش مدرسه فراهم نماييم.
بنابراين در اينجا به دنبال ابعاد ساختاري نيستيم ، بلكه فرايندها و رويههاي اجرايي در مدرسه مورد توجه و عنايت ميباشد . با انجام اصلاحاتي در فرايندهايي چون شيوههاي مديريت مدرسه، اختيارات مديران ، شورايهاي مدرسه، سطوح مشاركت معلمان ، روشهاي تدريس و آموزش، چگونگي توانمندي سازي معلمان ، بهرهگيري از ظرفيتهاي محيط پيراموني به ويژه والدين ، تغييرات تعقيب ميشوند كه اميد است در نهايت به تحولي كه مورد انتظار است و آن ارائه آموزش و پرورش با كيفيت به دانشآموزان است تحقق پيدا كند.
زمينههاي تحول در آموزش و پرورش پيشدبستاني و ابتدايي
براي درك زمينههاي تحول رجوع به منابع ذيل ضروري است:
1- مديران ، معلمان ، مربيان و ساير عوامل انساني
2- يافتههاي علمي – پژوهشي
3- انتظارات و توقعات مسئولين ارشد نظام
4- تحولات در سطح انتظارات جامعه
گرچه هر يك از منابع ذكر شده در جاي خود ارزشمند است و تصميمگيري درست منوط به بهرهگيري از كلية منابع ميباشد لكن در اين طرح ما به با شناسايي زمينههاي تحول از منظر مديران مدارس كه قطعاً نمايندة معلمان و ساير عوامل انساني نيز هستند ، به دنبال تحقق رهنمودهاي مقام معظم رهبري و راهبردهاي آموزش و پرورش ميباشيم. بنابراين آگاهي از نظرات مديران مدارس كه البته حتماً اين نظرات حاصل نوآوريها ، ابتكارات ، خلاقيتها و عموماً تجاربي است كه در طول ساليان سال تلاش و كوشش بدست آوردهاند، ميتواند به هدايت جريان تحول در آموزش و پرورش كمك كند. زمينههايي كه در نوشتههاي صاحبنظران به عنوان زمينههاي اساسي تحول در مدرسه نام برده ميشوند، عبارتند از:
1- دانشآموزان و چگونگي ارائه خدمات آموزشي – پرورشي به آنها
2- برنامه درسي و نقش و جايگاه ، مديران ، معلمان، دانشآموزان و والدين در تدوين و اجراي آن
3- نيروي انساني (انگيزه شغلي ، مهارتهاي تخصصي ، ظرفيتها و توانمنديها )
4- تجيهزات و امكانات (فضاي فيزيكي ، لوازم آموزشي و...)
5- فناوريهاي نوين (اينترنت ، رايانه ، نرمافزارها و...)
6- منابع مالي ( اعتبارات ، مشاركتهاي مردمي ، سرانههاي دانشآموزي ، حمايتهاي محلي و...)
7- قوانين و مقررات (دستورالعملها ، بخشنامهها)
8- فرايندها و رويهها (روشهاي تدريس ، شيوههاي مديريت ، نظام ارزشيابي ، فعاليتهاي پرورشي و...)
بررسي هر يك از عناوين ذكر شده ميتواند به شناسايي برخي از موانع و مشكلات در مدرسه منجر شود كه با تدبير آنها و ارائه راهحلهاي مناسب براي آنها شرايط براي اجراي برنامهها و فعاليتهاي آموزشي و پرورشي فراهم ميشود.
مديران موفق و با تجربه مدارس بطور مستمر با واقعيت هاي مدرسه مواجه بوده و قطعاً براي اجراي برنامهها و فعاليتهاي خود اقدام به برنامهريزيهاي ابتكاري و نوآورانه كردهاند. اين برنامههاي ابتكاري و نوآورانه است كه مدارس ما را از يكديگر متفاوت مينمايد. چرا كه معمولاً مدارس با دستورالعملهاي يكسان ، اعتبارات يكسان و شرايط فيزيكي و امكانات تقريباً يكسان فعاليت مينمايند.البتة منظور از يكسان با لحاظ ويژگيها و شرايط تأثير گذار در توزيع منابع و امكانات است. آنچه مدارس را متفاوت مينمايد توانمنديهاي عوامل انساني به ويژه مديران مدارس ميباشد. لذا براي بهرهگيري از تجربيات نوآورانه اين عزيزان در زمينههاي ذكر شده و يا موارد ديگر قرار است نشستي با حضور معاون محترم آموزش و پرورش عمومي ، مدير كل دفتر ابتدايي و كارشناسان مربوطه و مديران مدارس برگزارشود. انديشيدن در مورد امور مسائلي كه اگر به گونهاي درستي تغيير پيدا كنند راهحلهاي معقول و عملي براي تحول در مدارس خواهند بود.
به نام آنکه رحمتش پیشی گرفته ازغضبش